تبليغاتX
تفکر سیستمی(فناوری اطلاعات وتحلیل سیستم)

تفکر سیستمی(فناوری اطلاعات وتحلیل سیستم)

تجزیه وتحلیل مسائل اقتصادی واجتماعی با نگرش سیستمی وبا استفاده از فناوریهای جدید

نظریه شناخت دیوید هیوم وبنیان تفکرسیستمی


علیرضا مسعودی                        
 
ديويد هيوم در سال 1711 ميلادي در ادينبورو اسكاتلند متولد شد .همين اندازه بس كه بگوئيم دردوره زندگي اين فيلسوف  هنوز علم وفناوريهاي مربوطه حتي به ابتدائيترين سطح رشد خود نرسيده بود وازآنجائيكه فضا ومحيط زندگي هر شخصي در شكل گيري شخصيت فكري هر فردي تاثير بسزائي دارد لاجرم ديويد هيوم را نيز نبايد از اين قاعده مستثني كردو اما چرا من روي اين نكته پافشاري كرده وقبل از ارائه هر مطلبي آن را مطرح كردم ؟

براي پاسخ به پرسش فوق كافي است ابتدا هسته وجوهره اصلي نظريه شناخت ديويد هيوم را بصورت خلاصه بيان نمايم :

هيوم معتقد است كه تنها منبع شناخت به واسطه ادراك حسي است واين ادراكات را به دوقسم يعني تاثرات وتصورات تقسيم بندي ميكند.

تاثرات را احساسهاي بي واسطه اي  در ارتباط با محيط اطراف ميداند مانند : شور وهيجان وداده هاي بيواسطه ديدن ، شنيدن ، لمس كردن ، دوست داشتن و....

تصورات را نيز تصاوير يا رونوشتهائي از همان تاثرات ميداند كه در حافظه وخاطره ما ميگنجند . بنابراين تفاوت تاثرات وتصورات عبارتست از وجود نيروي بيشتر در تاثرات وبعبارتي سرزنده بودن آنان .

هيوم در ادامه بين تاثرات وتصورات يك رابطه رياضي برقرار مينمايد وميگويد به ازاء هر تصوري ، تاثري متناضر است وبالعكس هر تاثري صرفا يك تصوير در خاطره ما دارد.به تعبير رياضي بين آن دو يك تناظر يك بيك برقرار است . در ادامه به ساده وپيچيده بودن تاثر وتصور ميپردازد ولي نكته مهمتري را قبل از آن تاكيد ميكند : هر تصوري كه فاقد خاستگاه مادي يا تاثري باشد بي معني وپوچ ميپندارد وبدينوسيله بر نظريه شناخت اقلاطوني ودكارتي بيرحمانه ميتازد .

   غرض از طرح موضوع  فوق بيان رسالت واقعي تفكر سيستمي ومنشاء آن است لذا قضاوت وشرح بيشتر در مورد نظريه شناخت هيوم را از ديدگاه سيستمي بصورت فشرده طرح مينمايم .واقعيت اين است كه تفكر سيستمي هميشه درلايه هاي زيرين نگرش انسان به طبيعت خوابيده بود وبه محض اينكه بشر پابه عصر تكنولوژي قرن بيستمي گذاشت خود را نمايان ساخت وابزاري براي بشر شد تا به طبيعت عميقتر بنگرد و مهمتر اينكه براي شناساندن ، بشر را به زحمت نيندازد ودر اين راستا دو نقش اساسي را در شناخت طبيعت به عهده گرفت :

الف – تجزيه وتحليل پديده ها . در اينجا تحليل گر سعي ميكند روح ومابعد الطبيعه هر پديده اي را بيرون كشيده ودر معرض ديدگان خود قرار داده وبه آن بنگرد . به تعبير هيوم ميخواهد تصوير هر تاثري را نه در خاطره كه روي يك صفحه به نمايش بگذارد. در اين راستا زما ن را نيز وا نمي نهد بلكه دركنار روح استخراج شده ومستقل از تاثر (پديده ) اوليه قرار ميدهد تا پي به سرنوشت ببرد .

 مثال : در يك مدار الكترونيكي عناصري وجود دارند كه روي هم رفته باعث ايجاد يك رفتار و يا دقيقتر بگويم كنش وواكنش براي آن مدار يا سيستم ميشوند .مثلا يك تقويت كننده باعث تقويت دامنه امواج در يك محدوده (باند) فركانسي ميگردد واين همان روح يا شخصيت تقويت كننده است كه به چشم ديده نميشود ولي يك تحليل گر سيستم براحتي اين روح يا به تعبيري رفتار تقويت كننده را در بستر زمان ميتواند روي هر صفحه اي مشاهده كند وبه ديگران نيز نشان دهد .

  بنابراين فكر ميكنم آنچه كه تاكنون در مورد روح وشخصيت هر پديده اي بيان ميكنيم بيشتر ما را به درد سر انداخته است وبايد تلاش كنيم براي رفع اين درد سر آن روح را در چنگال  خود بفشاريم تا ديگران هم ببينند.

 متاسفانه هيوم  زودتر از آنچه كه بايد به دنيا  آمد والا اين ادعا را تاييد ميكرد.

ب – سنتز سيستمها

دومين وظيفه تفكر سيستمي فرآيند معكوس چيزي است كه در بخش الف بيان كردم . به عبارت ديگر حركت از يك تصور به تاثر اوليه  وبه تعبيري حركت از روح به جسم . از آنچه در خاطره جاي دارد به آنچه در طبيعت ميگنجد وبه حس در مي آيد .

مثال : فرض كنيد كسي به شما به عنوان يك مهندس الكترونيك مراجعه كند ونياز خود را مبني بر تقويت كانال تلويزيوني شبكه fox news  آمريكا بيان كند . در اين مثال وظيفه شما چيست واز كجا بايد حركت كنيد ؟ واضح تر بگويم متقاضي چيزي را به شما داده است كه مبناي حركت شما را تعيين ميكند .روح يا همان تصور يا به تعبيرهيوم تصوير تقويت كننده در ذهن شما نقش مي بندد و در واقع شما با يك پرسش مواجه ميشويد كه براي ايجاد اين هويت از چه اجزاء والمانهائي استفاده كنم ؟ طي يك فراِيند در مدت مشخصي ميتواند به نياز متقاضي (رسيدن به تاثر) يعني ساخت تقويت كننده جامه عمل بپوشانيد . اما ميخواهم در اينجا نكته بسيار مهمي را اشاره كنم وآن اين است كه شما ميتوانيد تعداد زيادي تقويت كننده بسازيد كه همه از يك رفتار يا هويت برخوردار باشند . بعبارت عاميانه تر تعداد زيادي پديده داراي روح مشتركي باشند !!!

 باز هم اينجا جاي هيوم خالي است تا ببيند كه چگونه ميتوان به مدد فناوريهاي جديد رابطه يا تناظر يك بيك بين تاثر وتصور را برهم زد !!!!!

نكته ديگر اين است كه خاستگاه آنچه كه ابتدا توسط متقاضي بيان شد چه بوده است ؟ ميخواهم بگويم بدون وجود يك خاستگاه حسي ميتوان يك تصور معني داري ازخاستگاههاي بيشمار حسي در خاطره گنجاند واين هم يك دستاورد مهم بوده است كه در عصر هيوم باب نشده بود.


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:24  توسط علیرضا مسعودی   | 

نقد و تجزیه وتحلیل مطالب قبل

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 8:55  توسط علیرضا مسعودی   | 

رسالت ما


علیرضا مسعودی


وقتي كه كودكي شش ساله بودم در ابتداي سال اول دبستان نحوه شمارش ونوشتن اعداد را از معلمم پرسيدم وبلافاصله يادگرفتم ومينوشتم از يك  تا  1500 وآرام آرام همه را يادگرفتم . واينها در ابتداي سال اول خارج از برنامه درسي محسوب ميشد.درآن دوران هميشه من خود را به يك بازي سرگرم ميكردم والان برام تبديل به يك خاطره شده است و ازآقاي رضاتوفيقي اجازه خواستم كه آ نرا در راستاي بحث تفكر سيستمي مطرح نمايم . داستان از اين قرار بود كه من همه روزه  تعدادي سنگ و كلوخ جمع كرده وبراي هر عدد يك مكان درنظر ميگرفتم وهر سنگ را درمكاني قرار ميدادم كه در ذهنم جايگاه عدد مربوطه بود. در نهايت سنگها روي يك منحني قرار ميگرفتند ودرواقع از قرار دادن سنگها شكلي حاصل ميشد .سالها من مشغول اين كار بودم ولي بعد ازمدتي اين كار تكرار نشد اما همچنان جايگاه هر عدد در ذهنم محفوظ مانده است .جالب اينجاست  كه اعدادي مثل دوسوم يا راديكال دو و خيلي از اعداد ديگردر ذهن من جائي نداشتند ودليل آن صرفا عدم آگاهي من را جع به اعداد گنگ ، منفي ويا موهومي بود ونه اينكه واقعا اين سري از اعداد را نميشد با مكان نشان داد. اكنون كه در حال نوشتن اين سطورم هنوز برآن عقيده ام وحتي فكر ميكنم كه شايد بتوان تمام مجموعه هاي اعداد را با يك شكل سه بعدي نشان داد . ولي پيامي كه اين مطلب را بخاطر آن نوشتم اين است براين باورم كه برعكس ، تمام پديده هاي فيزيكي  وغير فيزيكي را ميتوان با يك عدد ويا با يك سري عدد نشان داد.دقيقا مانند يك سيم كه اگر آن را بصورت مفتول در بياوريم با يك سري اعداد قابل بيان ميباشد .آن سري اعداد را با معادله خط بيان ميكنيم .اگر سيم را به شكل دايره درآورده باشيم آنگاه باز هم با يك سري اعداد بيان ميشود ولي اين بار آن اعداد را با استفاده از معدله دايره  و... توليد مينمائيم . ما دراين تبديلها از شبيه سازي يا مدلسازي رياضي استفاده كرده ايم .وقتي بحث شبيه سازي ومدلسازي را بصورت تخصصي ياد گرفتم ديدم كه آن بازي كودكانه من نيز الان اعتبار خودش را دارد ودرواقع  كاري كه ميكردم يك نوع مدلسازي ابتدائي بوده است .

سوال : آيا اگر نتوانيم شيئ يا اشيائي را مدل كنيم  بايد نتيجه بگيريم كه مدلسازي رياضي داراي محدوديت است ويا اينكه بعضي از اشياء معدل رياضي ندارند؟

مشكلي كه ما امروزه دست به گريبان آن هستيم اين است كه عادت كرديم فقط براي اعداد مكان يابي  كنيم ولي عكس آن را بدرستي ياد نگرفتيم ومهمتر از آن اين است كه پارا فراتراز محسوسات نگذاشته ايم .

مايلم در اينجا يك نتيجه گيري كنم :

دنيائي داريم كه تشكيل شده است از بخش فيزيكي مانند : اجسام مختلف وقابل اندازه گيري و بخش غيرفيزيكي مانند غم ، عشق ، زيبائي و...

دنياي ديگري داريم كه تماما از عناصر غيرفيزيكي تشكيل شده است مانند : معدله خط ، معادله بيضي و تمام مجموعه هاي عددي . هر كدام از عناصر دنياي دوم متاظر است با عنصري در دنياي اول .

ما همه عناصر اين دنيا را هنوز به تمام وكمال درك نكرده ايم.ولي در تلاشيم كه آنها را درك كنيم.مانند مدل قابل قبولي از عشق يا اندوه كه به خوبي معدله يك دايره درك نشده است .ولي آنهائي كه درك شده اند دنياي ديگري را تشكيل ميدهند كه درواقع ميزان تصرفات نوع بشر از دنياي ايده آلي نوع د وم ميباشند.

   رسالت ما توسعه دنياي سوم است.

علاقه مندان میتوانند جهت مطالعه بیشتر به کتاب زندگی سراسر مسئله است از کارل پوپر مراجعه نمایند.


 

رسالت ما - 5 نظر

نویسنده: نسیم سحری
جمعه 7 دی1386 ساعت: 2:3
سلام آقای مسعودی . اگر فرصت داشته باشیم ، فکر می کنم مناظره ی جالبی داشته باشیم .فهم و درک عالم با ریاضیات . کسی که مهمترین نقش را در وارد کردن ریاضیات به علوم داشت ، دکارت بود . اما ریاضیات چگونه دانشی است ؟ موضوع آن عدد است و هندسه با اشکال هندسی سر و کار دارد و با ترکیب این دو مثلثات . اما آقای مسعودی هیچ فکر کردی که این دو مخلوق و انتزاع ذهن بشر هستند و ما به ازای خارجی ندارند . در یک تقسیم بندی علوم را به حقیقی و اعتباری تقسیم می کنند . حقیقی مثل علوم تجربی و انسانی ( جدید ، که باز مبتنی بر مشاهده و آزمایش و تجربه هستند ) .بدین معنی که این دانش ها موضوعی را مورد مطالعه قرار می دهند ، که آن موضوع ، در خارج از ذهن وجود خارجی دارد . ماده بی جان ، ماده جاندار و جاندار با حرکت و در مرتبه ی بعد جاندار با شعور . و چنانکه قبلا هم عرض کردم هر علمی موضوع و روش خاص خود را دارد . اما اخلاق و حقوق اعتباری هستند یعنی قضایای آن ها دستوری و باید و نباید است و قابل صدق و کذب نیست یعنی اخباری نیست و از حقیقتی خارج از ذهن حکایت نمی کنند .


 

نویسنده: نسیم سحری
جمعه 7 دی1386 ساعت: 2:3
اما ریاضیات و هندسه چطور ؟ به قول امانوئل کانت موضوع این ها در ذهن بشر است و نه خارج از ذهن . شما عددی و یا شکل هندسی ای در طبیعت و خارج از ذهن ندارید . عدد دو و بشتر از آن در خارج از ذهن وجود ندارد و این ما هستیم که که دو و بیشتر از آن را انتزاع می کنیم . همینطور است اشکال هندسی . شما هیچ مربع ، مستطیل ، مثلث ، دایره ... کاملی در در خارج از ذهن ندارید و تازه آنچه در معماری ساخته می شود نیز شکل کامل و دقیقی ، آنطور که در ذهن داریم ، که همه ی ابعاد آن دقیق باشد ، نیست . اصطلاح جدید دنیای مجازی ، بر حساب و هندسه کاملا قابل تطبیق است . اما بشر این دانشی که موضوع آن در ذهن است را برای اندازه گیری امور واقعی و فیزیکی از قدیم بکار می برد و بعد از رنسانس گستره ی بکار گیری آن همه ی علوم را در بر گرفت . تکنیک محصول ترکیب دانش محاسبه و سایر دانش های تجربی ست . تازه تئوری نسبیت انشتین و نظریه کوانتوم ماکس پلانگ و اصل عدم قظعیت هایزنبرگ و طرح انحناء فضا و محاسبه در اندازه های میکرو و مایکرو مبنای محاسبه نیوتونی را به هم ریخت . با کمیت ها می توان شناختی از عالم به دست آورد که کاربردی باشد و به رفع نیازهای مادی بشر و پیشرفت تکنیک کمک فراوان بکند ، که تا کنون نیز چنین بود . اما عالم ، با ریاضیات و اندازه گیری های بشری آفریده نشده است .


 

نویسنده: نسیم سحری
جمعه 7 دی1386 ساعت: 2:4
کافیست به فیزیک نور ، در حد اطلاعات عمومی ای که من دارم و نه تخصصی ، نگاهی بیندازیم و غرور علمی قرن 19 اروپا و غلبه ی ساینتیسم و تواضع علمی امروزی دانشمندان را با آن مقایسه کنیم . با اینکه هسته ی اتم هم شکافته شده است ، اما هنوز این سئوال که ماده چیست ، پاسخ درستی ندارد . از یک نگاه ، ماده انرژی متراکم است ، انرژی چیست ؟ اثر آن قابل مشاهده است اما خودش محسوس و ملموس نیست . پس عالم بسیار بزرگتر و پیچیده تر از آن است که فکر می کنیم و در عالم ، آدم ناشناخته ترین است .


 

نویسنده: نسیم سحری
جمعه 7 دی1386 ساعت: 2:4
هر سه کامنت فوق ادامه ی یکدیگرند .


 

نویسنده: نسیم سحری
جمعه 7 دی1386 ساعت: 5:29
آقای مهندس شما وقتی عددی را در مکانی قرار می دهید ، نه عدد مکان می شود و نه مکان عدد . مکان امری واقعی و خارجی ست ، اما عدد امری ذهنی و انتزاعی و قراردادی .وقتی که شما پدیده ای فیزیکی را با عددی نشان می دهید ، یک کار قراردادی انجام دادید درست مثل اسم اشیاء در زبان های مختلف که قراردادی ست . و میدانید که همه ی زبان ها قراردادی هستند به همین دلیل اسم اشیاء و افعال در زبان های مختلف متفاوت است . زبان عدد را ، گر چه قراردی است اما ، می توان بر آن توافق جهانی کرد . ولی ظرقیت زبان اعداد ، برای فهم همه ی واقعیت ها و حقایق جهان ،محدود است . به علاوه این زبان خشک و ناتوان و نارساست . اگر چنین بود ریاضیات جای همه ی زبان ها را می گرفت و همه آدم ها ، تمام ارتباطات شان با یکدیگر از طریق اعداد بیان می شد .زبان ریاضی ، دقیق ترین زبان است اما در محدوده ی خاص . نمی تواند همه ی اعمال و احوال و دریافت ها و دانش های بشری را بیان کند و به تصویر بکشد . و نمی تواند همه ی جهان فیزیکی را تبیین و تحلیل و تعلیل کند ، چه رسد به جهان غیر فیزیکی که در آن زمان و مکان می شکند و کمیت در آن بی معناست .در مثال سیم و میله ای که گفتید تشابه تمثیلی وجود ندارد .
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 8:50  توسط علیرضا مسعودی   | 

تفکر سیستمی وضرورت شناخت (ادامه )


دوستان خواننده توجه فرمایند که مطلب زیر مقدمه ی یکی از کارهای تحقیقی اینجانب در مورد تفکر سیستمی است که جهت مطالعه علاقه مندان در زیر آورده ام . درهنگام انتقال، کمی از انسجام در طبقه بندی از حیث نگارش افتاده است که امیدوارم به محتوای مطلب عنایت شود و نه تمرکز بر شکل آن / با تشکر


1 مقدمه

        تصور میشود نسل جدید نیاز به روشهای مؤثرتر وکاراتری جهت بررسی وتجزیه وتحلیل مسائل واتفاقات جهان اطراف خود دارد.آنها برای مدیریت وحل مشکلاتی که در زندگی برایشان پیش می آید به اطمینان واعتماد به نفس بیشتری نیازمندند ولذا میبایست ابزار بهتر وقدرتمندتری بیابند.پر واضح است که با زمینۀ فکری که وجود دارد هیچ ابزارفکری بجز رویکرد دینامیکی وروش مدلسازی دینامیکی با زمینۀ تفکر سیستمی نمیتواند باشد. با توجه به مقدمۀ فوق هر فرد تحصیلکرده وفهمیده ای برای دستیابی به این ابزار فکری میبایست ابتدا در سه زمینه خود را آماده  نمایند که موضوع بخشهای بعدی میباشد.

2-     1 توسعۀ مهارتهای فردی

        مهمترین اصل برای توسعۀ مهارتهای فردی تحمل اندیشه و نظری است که بر خلاف آنچه تاکنون فکر میشد ابراز شود .در نظریۀ سیستمهای دینامیک  نیز این اصل چارچوبی را بنا میکند که براساس آن فرد میبایست به تحمل نظریه های غیر معمول وغیر متعارف عادت کند و در اینصورت کم کم به یک سازگاری مبتنی بر درک واقعیت دنیای پیچیده ای که در آن زندگی میکند تن در میدهد .یکی از ویژگیهای این چارچوب شفافیت در سخن گفتن وابراز عقیده است .

1- 1 مبانی تفکر وارتباط شفاف

        میدانیم زبان معمولی دارای عبارات مبهم ، ناقص وحتی غیر منطقی است که به افراد اجازه میدهد خود را برای دیگران ناشناخته باقی گذارند و به همین دلیل  میگوئیم زبانهای محاوره ای برای شفاف سخن گفتن وسازگاری با واقعیتها اصول وقواعد معینی را ارائه نمی نمایند ولی برعکس  مدلسازی کامپیوتری به عبارات صریح ، آشکار وسخت گیرانه ای تحت عنوان عبارات ریاضی نیاز دارد.

        فرض کنید بخواهیم بگوئیم "مردم همیشه درست قضاوت خواهند کرد " .این عبارت در محاوره زیاد استفاده میشود ودر زبان معمولی قابل قبول است ولی اگر بخواهیم آن را بعنوان ورودی یک مدل در نظر بگیریم آنگاه تحت فشارقرار میگیریم تا بسؤالات زیر پاسخ گوئیم : کدام مردم ؟، چه قضاوتی ؟و با چه دقتی قضاوت خواهند کرد؟.

        بنابراین نسل تحصیلکردۀ جدید میبایست برای تبدیل عبارات گویشی به عبارات صریح قابل استفاده در یک مدل شبیه سازی شده کامپیوتری تلاش نموده وبکوشد به دقت لازمه برسد.بعنوان مثال یک فرآیند ساده مانند پرکردن یک بطری با آب ویا وصف فرآیند سرد شدن یک فنجان چای میتواند سوژه ای باشد که نیاز به شفاف گوئی دارد که آسان نیست ونیاز به تمرین دارد.زیرا موضوع اصلی شفافیت درگفتن ونوشتن به همراه دقت مورد نظر است .

        تبدیل زبان توصیفی به زبان مدلسازی نصف کار ورسالتی است که بر عهدۀ ما است .ترجمۀ معکوس از زبان مدلسازی  ومدل شبیه سازی به زبان توصیفی  نیز از اهمیت برخوردار است. نتیجۀ این فرآیند معکوس عبارات شفاف ودقیقی هستند که از ساخت واستفادۀ مدل سرچشمه میگیرند.

        نسل آینده در قرنی زندگی میکند که به ناچار میبایست نتایج پیشرفت تکنولوژی اطلاعات را در عرصۀ زندگی اقتصادی ــ اجتماعی وسیاسی خود تجربه نماید وبدون شک این نتایج حاصل پیشرفت در عرصۀ الکترونیک وکامپیوتر در قرن بیستم بوده است ولذا اگر بپذیریم که قرن بیست ویکم عصر فناوری اطلاعات است آنگاه کاربرد تفکر سیستی بطور کلی ورویکرد سیستمهای دینامیک بطور اخص جایگاه رفیعی در عرصۀ تحقیق وپژوهش پیدا میکند .این نتیجه بخاطر سازگاری این نوع نگرش با نتایج پردازشهائی است که مدلهای کامپیوتری برروی اطلاعات مبتنی برواقعیتها انجام میدهند.بنابراین نسل ما بر خود میداند تا با طراحی ویا معرفی نرم افزارهای مناسب به نسل آینده بیاموزد که چگونه میتواند دست به ایجاد محیطهای مجازی بزند . کاربرد این محیطهای مجازی محدود به تحقیق وپژوهش نمیشود ولی جدیترین کاربرد آن تحقیق در زمینه هائی است که در محیطهای واقعی مشکل یا محال است .بنابراین با ایجاد چنین محیطهائی دیگر در نظر گرفتن ملاحظات انسانی ، اخلاقی ومالی دغدغۀ خاطر محقق نبوده ولذا با جسارت تمام میتواند با استفاده از مدلسازیهای مناسب در محیطهای مجازی دست به تجربه های مکرر جهت حل مشکلات ومعضلات بزند .انسان امروز دریافته است که بیشترین تنش ناشی از عدم توافق ها بعلت درک نادرست ومتفاوت از رفتارهای مبتنی بر مفروضات ایجاد میشود واین مسئله با اختلاف نظر در مورد خود مفروضات فرق دارد.  

       با توجه به نکتۀ فوق میتوان گفت  طراحی وساخت یک مدل دینامیکی برای هر پدیده وهر سیستم با استفاده  ازاصول وقواعد تصمیم سازی محلی برای وجود اختلاف نظر نیست بلکه برعکس وقتی که یک مدل براساس ساختار وسیاستهای پذیرفته شده طراحی شد رفتار مشاهده شدۀ آن میتواند شروع اختلاف نظرها باشد ولی وقتی که دلیل یا دلایل بروز رفتارها درک شد آنگاه اختلاف نظرها به یک توافق ووحدت نظرهمگرا خواهد شد.بنابراین بنظر میرسد برای کاهش برخوردهای سیاسی واجتماعی بهتراست از رویکرد مدلسازی دینامیکی وتفکر سیستمی بعنوان یک راه حل کاربردی استفاده کردواین اهمیّتی است که این تحقیق بخاطر آن ارائه شده است .

2 - 1 شجاعت در ارائۀ نظر ومدل

        یک انگیزۀ بسیار قوی برای مدلسازی وارائۀ نقطه نظرات جدید وجود اندیشه های کهنه وسنتی است .این اندیشه ها ازگذشته تا به امروز در مورد سیاستهای اقتصادی ــ اجتماعی وجود داشته وپذیرفته نیز شده است ومتأسفانه منبع بسیار عظیمی از مشکلات را برای نسل امروز به ارث گذاشته است ولذا نسل آینده باید بیاموزد که چگونه با جسارت وشجاعت ، برمبنای واقعیتها واطلاعات موجود اقدام به طراحی مدلهائی نماید که این مشکلات را به روش سیستمی بررسی وراه حل کاربردی وواقع بینانه برایشان ارائه نماید ونائل شدن به این هدف جسارت می طلبد. بنابراین آنها باید بیاموزند که اگر تشخیص دهند تفکرات عامۀ مردم درست نیست مدلی برای درک عمیقتر ارائه نمایند وافق دید خود را فراتر از زمان حال توسعه دهند ودر مقابل تنگ نظری وتفکرات ناقص اکثریت قد علم کنند.

        با کارکردن با مدلهای دینامیک نه تنها باعث افزایش مهارت در ارائۀ عبارات وبیانات دقیق میگردد بلکه شجاعت اینگونه عمل کردن را نیز تقویت مینماید. اغلب مردم در اکثر اوقات عباراتی را در سخن گفتن ونوشتن بکار میبرند که بسیار ناقص وسطحی هستند بگونه ایکه نمیتوان سخن آنان را اثبات و یا تأیید کرد واز طرف دیگر چنین بیاناتی نمیتواند کارائی واثربخشی لازم را در مخاطب ایجاد نماید.بنابراین میبایست یاد بگیریم چگونه مختصر وشفاف بیان کنیم تا به این روش بتوان با استفاده از عبارات دقیق پی به خطاها واشکالات شخص برد. اگر چنین کنیم تبدیل به یک شخص رک گو میشویم وبه اصطلاح صراحت لهجه پیدا خواهیم کرد .بیان یک عبارت دقیق به منظور ومفهوم شفافی منسوب است امّا نباید فراموش کرد که یک عبارت دقیق الزاماً صحیح نمیباشد ولی برای یک ارتباط شفاف وبدون غّل وغش الزامی است . نسل جدید باید یاد بگیرد که برای دقیق بودن باید از شجاعت خود استفاده نماید. در این صورت حتّی اگر ادعایش درست نباشد باعث میشود بیشتر یاد بگیرد وهمین سبب ارتقاء درک او از واقعیتها میشود. شاهد این رویکرد هزاران مورد پیشرفتی است که انسان در عرصۀ تکنولوژی داشته است لذا کار را باید در عرصۀ اقتصاد واجتماع با جدیّت شروع کرد.        

1 - 3 بردباری وتحمل فردی

        نسل امروز ومخصوصاً فردا میبایست راه وروش وشیوۀ پاسخگوئی به مسائل ومشکلات جهان پیرامون خود را تغییر دهد واین امر تحقق نخواهد یافت مگر به کمک  تجارب حاصل از شبیه سازیهای کامپیوتری . زیرا با استفاده از آنها پیچیدگیهای سیستمهای اجتماعی واقتصادی در هر سطحی چه خانواده ، جامعه وشرکت ها وچه در سطح روابط ملی وبین المللی  میتواند حس شود.گرچه این مدلها غیر فیزیکی هستند ولی طبیعت آنها توسط مدلساز درک میشود. فرآگیری این نکته بسیار مهم است که راه حلهای صریح وآشکار همیشه درست نیستند واگر چنین ادعائی شود یک منبع از مشکلات راکه همیشه دامنگیر سیستمهای طبیعی وانسانی است تدارک دیده ایم.یکی از ویژگیهای  سیستمهای فورموله شده این است که هرگز سازندۀ آنها جسارت چنین ادعائی را درخود پرورش نمیدهد.

        اگر افراد آشنا به روش مدلسازی دینامیکی در خصوص زندگی خود اقدام به ارائۀ مدلهای لازم ننمایند حتماً توقع دارند مدل سیستمهای دینامیک لازم  توسط مبتکرین ومحققین سیاستهای اقتصادی واجتماعی چنین کاری را انجام دهند .از طرف دیگر درعصر حاضر مردم انتظار دارند که چنین مدلهائی برای بررسی بیشتر در اختیار عموم مردم قرار گیرند.در جوامع توسعه یافته اکثر مردم تحصیلکرده با هرمیزان آشنائی که در زمینۀ مدلسازی دارند تقریباً میتوانند چنین مدلهائی را  بخوانند ، بفهمند ومورد تجزیه وتحلیل قرار دهند . از همه بیشتر ومهمتر مدلهای کامپیوتری بعنوان چارچوبی برای تعیین سیاستهای اجتماعی واقتصادی عمل میکنند.

1 – 4  درک روابط داخلی

        در تفکر سیستمی درک وابستگی اجزاء نسبت به بررسی جداگانۀ آنها از اهمیت وجذابیت بیشتری برخوردار است .روابط متقابل نشان میدهند که چگونه حلقه های فیدبکی برای ایجاد وتولید یک رفتار ، سازمان می یابند.آنهائی که دارای اطلاعات کافی در زمینۀ مدلسازی سیستمی هستند نسبت به چگونگی تشکیل جهان حساس می باشند.از دیدگاه آنها ساختارهای بهم پیوستۀ داخلی به بخش یا قسمت معنی ومفهوم میدهند.

        در قرن گذشته تغییرات نتیجۀ اجتناب ناپذیر تکنولوژی جدید بود ولی در قرن حاضر تغییرات نتیجۀ تغییر متغیرهائی از قبیل رشد جمعیّت  ، ازدحام ، آلودگی ، تنزل مرتبۀ محیطی واقلیمی از حیث توسعه یافتگی  وکاهش مواد غذائی ، آب ومنابع خواهد بود. به عبارت دیگر جوامع بطور پیوسته تغییر شکل میدهند ودر نتیجه نقش افراد نیز به همان نسبت تغییر خواهد کرد.ما نیز بعنوان قشر تحصیل کرده با استفاده از تفکر وروشهای مدرن تحقیق وپژوهش میبایست برای رویاروئی با تغییرات غیر منتظره آماده باشیم .

        تفکر سیستمهای دینامیک یک چارچوب اصلی برای همۀ موضوعات تحت  بررسی ارائه مینماید. درواقع همۀ موضاعت را در هر حیطه ای از علم در یک چاچوب وقالب فکری میبیند زیرا اعتقاد براین است که روابط داخلی  تنگاتنگی بین آنها برقراراست . با درک این چارچوب وکاربرد صحیح آن تغییر از یک رشته یا موضوع تحقیقی به دیگری آسان وعملی خواهد شد .بعنوان مثال یک دانشجوی رشتۀ مهندسی برق چنین توانی دارد زیرا او چارچوب تفکر دینامیکی را خوب درک کرده است وانواع روشهای مدلسازی را با سیستمهای خطی شروع وتمرین کرده است ودر سال آخر تحصیلی با سیستمهای غیر خطی وروشهای بررسی آنها آشنا شده است ولذا بررسی وانجام مدلسازی وشبیه سازی روابط انسانی وسازمانی برایش کار آسان ولذتبخشی خواهد بود.

        فردی که معتقد به تفکر سیستمی است در سیستمهای متفاوت ومختلف درجستجوی عناصر مشترک میباشد وبرنقاط اختلاف متمرکز نمیشود.بعنوان مثال جوامع مختلف دارای ساختارها وزیربنای یکسان میباشند ولی کاملاً با هم متفاوتند وبه همین دلیل دامنۀ رفتار یکسانی را از خود بنمایش میگذارند.

        قابلیت انتقال وتعمیم از ویژگیهای تفکر سیستمی است ولذا این قابلیت در مورد ساختار ورفتار میبایست بین رشته های علوم پایه وعلوم انسانی بعنوان یک پل عمل کند.چون ساختارحلقه های فیدبکی در هردو حیطۀ از علم وجود داشته ویک فصل مشترک ایجاد میکند لذا باعث ایجاد یک زبان مشترک نیز میگردد واین زبان ، علوم پایه ، اقتصاد ورفتار جوامع انسانی را در چارچوب ساختارهای دینامیکی بهم مربوط میکند.ملاحظه میشود با  این  تفکر یک حرکت  برگشتی به عقب وبه انتهای  دورۀرنسانس را در ذهن خود پرورش میدهیم وبه آن اصطلاح وحدت علوم را اطلاق مینماییم .ولی نباید از این سوءظن بیم داشت زیرا بمحض اینکه وحدت اصولی میان رشته های مختلف علم مطرح میشود یک مفهوم تجددگرائی را نیز باخود حمل مینماید.زیرا منظور این نیست که همۀ علوم زیر مجموعه ای از فلسفه میباشند آنطور که در قرن سیزدهم تصور میشد بلکه مثل این است که بگوئیم مسافرین برای مقاصد مختلف با استفاده از یک وسیلۀ نقلیه مانند هواپیما به تهران میروند .چارچوب فکری ما یعنی رویکرد سیستمهای دینامیک بعنوان یک روش مدرن تحقیقی افراد مختلف را برای رسیدن به مقاصد مختلف کمک میکند.واز این حیث بین علوم مختلف یک فصل مشترک ووحت ایجاد میشود.

1 – 3 چشم اندازی برآینده وهویت فردی

        هویت یک فرد تحصیلکرده وحتی فرد عادی در گرو روشی است که برای تحقیق برمی گزیند. از طرف دیگر احراز یک شخصیت نسبی میتواند راه را برای رویاروئی با درک حقایق هموار نماید .بنابراین بین هویت شخص وبینش فکری او یک رابطۀ دو طرفه برقرار است .عصر حاضر تغییرات سریع وجهشی را به انسان نشان میدهد ودر ارتباط با این تغییرات است که ماهیت افراد وجوامع با نوع برخوردشان مشخص میشود.

        افراد دارای ماهیّت استبدادی یک چارچوب سلسله مراتبی غیرقابل انعطاف برای تفکر خود برمیگزینند .آنها موجوداتی دمدمی مزاجند وحتی برای چارچوب سلسله مراتبی خود دلیلی ندارند ونمیخواهند و به دیگران نیز اجازه استیضاح ندارند ومایل نیستند در مقابل چراهائی که از آنها میشود دلیل بیاورند.

        برعکس افراد دارای ماهیت بدعت گذارمعتقدند برای هر اتفاقی دلیل یا دلایلی وجود دارد. حتی اگر آن دلایل ناشناخته باشند .مهم این است اعتقاد به وجود آنها  دارند وبراین عقیده اند که اگر آن را بفهمند میتوانند هرتغییرسریع وجهشی را کنترل وهدایت کنند . حال سؤال این است که چرا انسان دارای ماهیتهای متفاوتی است ؟

        واقعیت این است که هر بچه ای بصورت یک موجود خلاق متولد میشود .این موجود دوست دارد ببیند و بفهمد و کشف کند که اشیاء چگونه کار میکنند ودر نهایت دوست دارند یاد بگیرند چگونه بر محیط اطرافشان مسلط شوند .امّا فرآیندهای اجتماعی عصر حاضر بگونه ای است که میل به اکتشاف وپرس وجو را ریشه کن میکند وتکرار این مقاومتها در برابر تمایل به نوع آوریها بتدریج شخصیت افراد را به سمت شخصیتهای استبدادی سوق میدهد .اگر ازابتدا به بچه های دانش آموز ویا دانشجویان آموزش داده شود که میتوانند در فورموله کردن ویا شبیه سازی سیاستها وساختارهای تحت بررسی اشتباه کنند وسپس با سعی دوباره آن اشتباه را برطرف نمایند آنگاه روحیۀ بدعت گذاری درآنها ایجاد میشود ومطمئناً ماهیتشان استبدادی نخواهد بود.لازمۀ خلاق بودن این است که شخص اشتباه کند و چون شبیه سازی مدلهای کامپیوتری یک فرآیند تکراری از سعی وخطاست زمینۀ خلاق بودن از این طریق برای انسان مهیا میشود .یک شخص مستبد از اشتباه ترس دارد وسعس نمیکند آنچه را که نمیداند آزمایش وارزیابی نمایدو یک شخص خلاق میداند که اشتباهات به منزلۀ سنگها یا کلوخهائی هستند که انسان را متوقف میکنند تا بهتر بفهمد.تفکر سیستمی و رویکرد دینامیکی آن ، فورموله کردن و  شبیه سازی کامپیوتری  روش درست آموزش افراد خلاق برای مقابله با استبداد فکری است .

1 – 3 – 1 مدلهای ذهنی ومدلهای کامپیوتری

        درک مدلهای ذهنی بعنوان تصویرواقعیتهای جهان پیرامون ما وفورموله کردن وتهایتاً شبیه سازی آنها از اهمیت بسیار بالائی برخوردار است لذا ضرورت دارد دراین رابطه توضیحاتی ارائه شود.          

        در دنیای متمدن همۀ تصمیماتی که در هر زمینه ای اتخاذ میشود بر پایۀ استفاده از مدلهاست وجالب است بدانیم که نطفۀ همۀ مدلها ابتدا در سرما منعقد شده اند وبه آنها مدلهای ذهنی گفته میشود.مدلهای ذهنی چیزی جز مجموعه ای از مفروضات ومشاهدات بدست آمده از تجربیات روزان نیستند ولذا ممکن است بخاطر عدم قابلیت اندازه گیری بسیاری از پارامترهای آنها دقیق نباشند.امّا باید اذعان داشت که این مدلها اکثر قریب به اتفاق فعالیتهای اقتصادی واجتماعی را در هر جامعه ای کنترل مینمایندوبنابراین برما واجب است که بدانیم این مدلها چه وقت مفید ودر چه مواقعی غیر قابل اطمینانند.درمواردی که در صدد ایجاد اطمینان برای اینگونه مدلها هستیم وظیفه داریم آنها را  شبیه سازی نمائیم واین امر امکان پذیر نیست مگر اینکه قبلاً به هر طریق ممکن آنها را فورموله کرده باشیم واینجاست که اهمیت فورموله کردن برای ما آشکار میشود.

اطلاعات استنباط شده از مدلهای ذهنی اصولاً در مورد ساختار وسیاست سیستم ها مختلف بوده وبسیار ارزشمند میباشند .منظور از ساختار، مؤلفه های موجود در یک سیستم واتصالات بین آن مؤلفه هاست .منظور از سیاستها ، قوانینی است که دولتها برای تعیین عوامل تأثیرگذار بر تصمیمات وضع کرده است ودر اینجاست که  ساختارها وسیاستهای مدلهای ذهنی  بطور قابل قبولی منبع اطلاعات میباشند .

        مشکل عمده در ارتباط با مدلهای ذهنی این است که این مدلها دارای اشکالات جدی میباشند وتا اندازه ای بعلت ناقص بودن وهمچنین تناقضات درونی آنهاست وجدیتر این است که استخراج واستنباط درست از ساختاری که در ذهن مجسم میکنند وهمچنین از اطلاعات آنها مشکل است .لذا فورموله کردن وشبیه سازی دینامیکی آنها جهت جبران نارسائی های آنها صورت میگیرد.ولی باید توجه داشت که نواقص وتناقضات درونی اینگونه مدلها میبایست قبل از مرحلۀ شبیه سازی یعنی در هنگام فورموله کردن آنها برطرف گردد.بعدازاینکه منطق مدل بررسی شد میتوان آن را با استفاده ازیک نرم افزار بکمک کامپیوتر اجرا کرد. 

        این نکته باید مدنظر قرارگیرد که تنها روش اثبات روائی وتأیید مدلها چه ذهنی وچه کامپیوتری جز استفاده از مفروضات مربوط به سیاستها وساختارها واطلاعات موجود وجود ندارد.آنگاه نتایج شبیه سازی میبایست با سیستم واقعی تحت بررسی مقایسه گردد واختلاف بین آنها برای بهبود مدل ذهنی وکامپیوتری مورد استفاده قرارمیگیردوبه این ترتیب دیدگاههای جدیدی در مورد رفتار مدل شده بصورت ذهنی وکامپیوتری ایجاد میشود.مدلهای ذهنی آنقدر ادامه پیدا میکنند تا اینکه پایه واساس بیشتر تصمیمات واقع میشوند امّا آن مدلهائی مناسبتر ومفیدترند که با استفاده از کامپیوتربتوان آنها را به تعامل واداشت . آنها را به تعامل واداشت .   

1 – 4 درک طبیعت سیستمها

1 – 4 -3 خود کرده را تدبیر نیست

        مسائل ومعضلات هر جامعه توسط افراد آن جامعه ایجاد میشوند ولی آنها عادت دارند دیگران را ملامت کنند.بعنوان مثال والدین همیشه از مسئولین مدارس بخاطر پائین بودن راندمان کارفرزندشان شکایت دارند ولی واقعیت این است که این مشکل را عمتداًخود والدین با عدم مشارکت در راهنمائی فرزندشان بوجود آورده اند. نمونۀ دیگر شرکتی است که سقوط قیمت محصولاتش را دمدمی مزاج بودن مصرف کنندگان وعدم رقابت مناسب میداند در صورتیکه اگر دقت کند متوجه میشود که این مشکل ریشه در نهادهای داخلی آن شرکت مثل پائین بودن کیفیت تولید دارد.

        این تحقیق جوابی است به اینگونه تفکرات که باعث پرورش افراد بی مسئولیت میشود.نسل امروز وفردا باید درک کند که منبع مشکلات هر فرد ، جامعه یا کشوری را باید در اعمال خودشان جستجو کنند واین کاررا باید قبل از متهم  ومقصر کردن دیگران انجام دهند.

        عملکرد پائین هرشخصی باعث عدم موفقیت در نیل به اهدافش میشود.یک مؤلفه مهم  واصلی هر سیستم همان هدف سیستم مربوطه است که برآیند تمام تلاشهای سیستمی در آن راستاست . در مدلهای ساده  مقدار این مؤلفه یک عدد ثابت در نظر گرفته میشود.بعنوان مثال هدف ازیک سیستم کنترل موجودی نگهداری مقدار موجودی در سطح ثابت ومشخصی است ودر یک سیستم تنظیم خواب هدف نگهداشت میزان استراحت در مقدار قابل قبول وثابتی است .

        دریک سیستم پیچیده اهداف خودشان بعنوان متغیر تلقی میشوند وتمام کوششها برای رسیدن به آنها بعمل می آید لذا در صورت شکست در نائل شدن به آنها میبایست بگونه ای تعدیل شوند که قابل دست یافتن باشند .نتیجه وپیامد متغیر بودن اهداف این است که انگیزه برای رسیدن به اهداف بزرگ سقوط میکند وهمانطوریکه عملکرد بطور پیوسته پائین آید اهداف ناکافی وناقص بیشتر شده واین حرکت مارپیچی ادامه یابد.

        آنچه که قابل توجه است استفاده از مدلهای دینامیک برای نشان دادن مکانیزم فروریختن اهداف از قبل تعیین شده است .دراینصورت همه درک خواهند کرد که چگونه اهداف توسط خود افراد به سطوح پائین تنزل مینماید.مهمترین درسی که مایاید یاد بگیریم این است که وقتی فروریختن اهداف عادت شود بزرگترین تهدید برای آینده محسوب میگردد.      

 1 – 4 -4 اهداف بلند مدت در مقابله با اهداف کوتاه مدت

        اهداف بلندمدت وکوتاه مدت از پیچیدگی بسیار ظریفی برخوردار است که درک آن به آسانی میسر نمیشود مگر با استفاده از دیگاه وتفکر سیستمی ونهایتاً استفاده از رویکرد دینامیکی برای فورموله کردن ونمایش آن بصورت نمودار .این پیچیدگی در زندگی روزمرۀ هر انسانی وهر جامعه ای قابل مشهده ودرک است البته بر پایۀ تفکر سیستمی .بطور کلّی کارهائی که لذت وپاداش آنی دارد همیشه یک پیامد اجتناب ناپذیر دارد وآن مجازاتی است که در آینده در انتظار شخص است والبته عکس آن نیز درست است .با توجه کرد که بندرت میتوان در این زمینه استثنائی یافت . فردی که دزدی میکند میتواند فوراً سود ببرد وخوشگذرانی نماید ولی کدام طرز تفکر است که از بعد علمی ونه اخلاقی به وی نشان دهد در آینده این لذت را با رنج جبران خواهد کرد .شخصی که همۀ شب را برای انجام کار مهمی بیدار میماند باید مطمئن باشد که طی حداقل چند روز آینده از کارائی بسیار کمی برخوردار خواهد بود لذا ملاحظه میشود که به این طریق جبران میشود.همینطور ممکن است که انسان با مصرف مواد مخدر از لذت آنی برخوردار شود ولی تاوان آن را در آینده با فقیر یا مریض شدن پس خواهد داد.وام گرفتن ممکن است در کوتاه مدت باعث بالا رفتن استاندارد زندگی شخص شود ولی در بلند مدت تاوان آن را بصورت پائین رفتن استاندارد زندگی وپرداخت اصل وفرع آن از دست خواهد داد .همۀ مسائل مطرح شده را میتوان با استفاده از رویکرد سیستمهای دینامیک درک ، فورموله ، شبیه سازی وسیاستگذاری کرد.

  

 

ب  -  ایجا یک چشم انداز وهویت ثابت جهت تطبیق وسازگاری با عصر آینده با همۀ دستاوردهای علمی وتکنولوژیکی آن

ج -  درک واقعیت سیستمهائی که با آنها کار وزندگی میکنیم

 

تفکر سیستمی و ضرورت شناخت (ادامه ) - 15 نظر

نویسنده: نسیم سحری
دوشنبه 3 دی1386 ساعت: 2:4
سلام آقای مسعودی . من هم شما را لینک کردم .


 

نویسنده: نسیم سحری
دوشنبه 3 دی1386 ساعت: 2:5
اما مطلب شما را فردا می خوانم و استفاده می کنم .


 

نویسنده: نسیم سحری
سه شنبه 4 دی1386 ساعت: 7:35
با تبریک تولد حضرت عیسی و کریسمس جملاتی از انجیل متی را برای شما انتخاب کردم . اما نخست آشنائی مختصری با انجیل . در تورات ، کتاب اشعیای نبی این جمله آمده " باکره ای ، فرزندی به نام عمانوئیل به دنیا خواهد آورد " عمانوئیل یعنی خدا با ماست . انجیل یعنی مژده ، خیر .


 

نویسنده: باران45
سه شنبه 4 دی1386 ساعت: 9:54
سلام آقای مسعودی

از آشنایی با شما خیلی خوشحال شدم

ای بابا شما چقدر درس خونده ای

خوب منهم شعر گفتن بلد نیستم و نوشتن این مطالب شما رو که عمرا بلد نیستم تازه خوندنش هم بلد نیستم

ولی خوب دارم سعی می کنم یواش یواش خوندنش رو یاد باگیرم و تا جایی که می تونم از مطالبتون استفاده کنم

خو شحال میشم شما رو زود زود در وبم ببینم و دوستان خوبی باشیم


 

نویسنده: سرخوشان همینطوری
سه شنبه 4 دی1386 ساعت: 13:42
سلام مهندس
با اینکه متن کمی طولانی بود اما ویژگی های خاصی داشت که بر زیبایی موضوع افزود:1)متن در عین تخصصی بودن ،ساده نوشته شده است 2)ذکر مثال های ملموس و متعدد فهم مطلب را ساده تر نمود3)متن "کاربردی" هست :"بنابراین بنظر میرسد برای کاهش برخوردهای سیاسی واجتماعی بهتراست از رویکرد مدلسازی دینامیکی وتفکر سیستمی بعنوان یک راه حل کاربردی استفاده کردواین اهمیّتی است که این تحقیق بخاطر آن ارائه شده است ."
هرکس با هرنوع کاری که در آن مشغول است می تواند از آن بهره ببرد -دلیلش واضح است زیرا در هرکاری "سیستمی"نهفته است-
اما اگر خلاصه و چکیده ای از متن که حاوی نتیجه گیری هم می بود در نوشته تان می گنجاندید زیباتر می شد.
اما در مورد کامنتی که محبت فرمودید:تصورات دانش آموزان در آن سن از "جوامع مصرفی غیر اسلامی" کشور هایی است که فقط و فقط در حال خوشگذرانی و مصرف و بقول خودشان عشق و حال می باشد.متن کتاب به گونه ای است که می خواهد به بچه ها القا کند که غیر از کشورهای اسلامی بقیه دنیا در خوشگذرانی و تجملات و ...به سر می برند.


 

نویسنده: نازنین
سه شنبه 4 دی1386 ساعت: 23:41
سلام آقای مسعودی ...
ممنون بهمون سر زدین و لطف داشتین .. بازم پیش ما بیاین
متنتونو هنوز کامل نخوندم اما باید جالب باشه ... حتما می خونم
موفق باشید و شاد


 

نویسنده: نسیم سحری
چهارشنبه 5 دی1386 ساعت: 6:45
سلام آقای مهندس مسعودی عزیز .نقد مقاله ی شما ( منظورم نفی نیست ) نیاز به نوشته ای به تفصیل نوشته ی خود شما یا حتی بیشتر دارد . حالا چه کنیم با این محدویت ظرفیت کامنت ها ؟ پس من فعلا تا 1-3 برباری و تحمل فردی ، با شما به پیش می آیم و بیشتر پرسش طرح می کنم ، ادامه مقاله را در فرصتی دیگر به چالش می کشیم ، چون در حال حاضر فرصت بیشتری ندارم . کلیت نظریه ی سیستم ها مورد قبول است و چنانکه می دانید سال هاست از آن در محدوده ی خاصی در غرب بکار برده می شود . گسترش فناوری اطلاعات نیز امری روشن است و در آینده با شتابی بسیار بیشتر از امروز توسعه خواهد یافت و به گسترش دانش بشری و سهولت زندگی و تغییر بسیاری از نظریات ارتدکس مثل ارزش اضافی کارل مارکس و استثمار طبقه ی کار گر خدشه ی جدی وارد خواهد کرد . ادامه در کامنت بعدی .


 

نویسنده: نسیم سحری
چهارشنبه 5 دی1386 ساعت: 6:54
فرمودید :" فرد میبایست به تحمل نظریه های غیر معمول وغیر متعارف عادت کند ." اما دو صفت غیر معمول و غیر متعارف برای برای تحمل کردن هر نظریه ای لازم است ، اما برای قبول نظریه کافی نیست . نظریه ای را باید قبول کرد که روشمند و قابل آزمون و حتی به قول پوپر ابطال پذیر باشد . اگر چنین باشد به هر میزانی غیر معمول و غیر متعارف باشد ، نه تنها باید تحمل شود که باید ، تا زمانی که با شواهد تجربی ابطال نشود ، آن را پذیرفت .


 

نویسنده: نسیم سحری
چهارشنبه 5 دی1386 ساعت: 7:23
آیا مدل سازی کامپیوتری امور کیفی را میتواند مدل سازی کند ؟ آن هم در شرایطی که تنوع نوسان آن ها در انسان ها متفاوت است ؟ مثلا دوست داشتن ، نفرت ، باورهای دینی یا بهتر است بگوییم آن چه بشر بر آن نام ایمان گذاشته است ، در قالب مدل سازی خواهد گنجید ؟از علوم تجربی و علوم انسانی ( به معنای جدید آن ) در حیطه و محدوده ای خاص می شود با این روش کار کرد و نتایج کاربردی و بسیار مفیدی بدست آورد . مانند استفاده از دانش زمین شناسی ، جغرافیای طبیعی و انسانی و شهری ، جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی ، اقتصاد ، جمعیت شناسی ، مردم شناسی ، دانش سیاسی ، پزشکی ، مهندسی ... برای سر و سامان دادن به وضعیت نابهنجار رشد و گسترش شهر تهران و حل مشکلات آن و پیش بینی مشکلات آینده و فراهم کردن محیطی آرامش بخش برای ساکنین این کلان شهر یا هر شهر و منطقه ی دیگری و یا حتی برای یک کشور ، و در واقع چنین برنامه ریزی ای می تواند نتایج روشن و قابل اندازه گیری را به بار آورد ، به شرطی که همه ی عوامل و متغییرها محاسبه و اندازه گیری شوند . نتیجه اگر درصد بالایی مثلا نود درصد به پیش بینی ما نزدیک باشد ، قابل قبول است و ده در صد دیگر یا در زمان اجرای طرح و یا پس از آن خود را نشان داده و قابل اصلاح است .اما آیا روابط انسانی هم قابل مدل سازی سازی است ؟ منظور از روابط همان امور کیفی است که قابل اندازه گیری نیست و نه ناهنجاری ها و انحرافات اجتماعی که همین هنجارها و ناهنجاری ها هم کاملا و به طور دقیق قابل پیش بینی نیست . چون انسان و حتی جامعه در شرایط یکسان رفتارهای متفاوتی از خود نشان می دهد .


 

نویسنده: نسیم سحری
چهارشنبه 5 دی1386 ساعت: 7:40
شما دیدید که دستگاه دروغ سنج درست کردند . اما آیا حقیقتا این دستگاه واقع نماست ؟ ترس ، شجاعت ، نفرت ، عشق ، دوست داشتن ، این ها چی ؟ اینها از آدمی تا آدمی و از جامعه ای تا جامعه ی دیگر متفاوتند .شما نوشتید : " تبدیل زبان توصیفی به زبان مدلسازی نصف کار ورسالتی است که بر عهدۀ ما است " در برنامه ریزی و در اختراعات و اکتشافات ، درسته . اما دوست من ، زبان توصیف هم ، برای بیان برخی از دریافت های انسانی نارساست و به همین علت به زبان استعاره و ایهام و تشبیه و تمثیل رو آورده است . زبان ریاضیات و سلطه ی آمار و نمونه ی آماری بر دانش بشری خود اگر چه محاسن بسیاری در پیشرفت علم و تکنولوژی داشت ، اما بخش ساحت اصلی وجود انسانی مورد غفت قرار گرفت . کتاب سیطره ی کمیت رنه گنون و انسان تک ساحتی مارکوزه در همین مورد سخنانی شنیدنی دارند .


 

نویسنده: نسیم سحری
چهارشنبه 5 دی1386 ساعت: 7:54
نوشتید : " انسان امروز دریافته است که بیشترین تنش ناشی از عدم توافق ها بعلت درک نادرست ومتفاوت از رفتارهای مبتنی بر مفروضات ایجاد میشود واین مسئله با اختلاف نظر در مورد خود مفروضات فرق دارد. " آیا واقعا چنین است ؟ مفروضات آز کجا نشات می گیرند ؟ اصول موضوعه خود مبتنی بر چه هستند و چگونه اثبات می شوند ؟ قشر و طبقه ی اجتماعی در این جا چه نقشی دارد ؟ خواستگاه های آدم ها در مفروضات ، بخصوص مسلکی و نیز گرایش به یک مکتب اقتصادی ( سوسیالیسم ، کاپیتالیسم ) یا سیاسی ( سوسیال دمکراسی ، لیبرال دمکراسی ، تئوکراسی و یا آریستوکراسی ) چه سهمی دارد ؟ پاسخ همه ی این پرسش ها لازم نیست . این پرسش ها به نوعی استفهام انکاری است بدین معنی که مفروضات سرچشمه های زیادی دارند و در گرایش های بشری اثر گذارند .


 

نویسنده: نسیم سحری
چهارشنبه 5 دی1386 ساعت: 8:0
رفتارهای آدمیان مبتنی بر مفروضات ، به معنی دقیق کلمه ، نیستند . نکته دیکر اینک نوشتید " وقتی که دلیل یا دلایل بروز رفتارها درک شد " رفتارها علت دارند نه دلیل .


 

نویسنده: نسیم سحری
چهارشنبه 5 دی1386 ساعت: 8:12
نوشتید : " بعنوان مثال جوامع مختلف دارای ساختارها وزیربنای یکسان میباشند ولی کاملاً با هم متفاوتند وبه همین دلیل دامنۀ رفتار یکسانی را از خود بنمایش میگذارند. "
آیا جوامع مختلف دارای ساختار یکسان هستند ؟ شما ساختار را چگونه تعریف می کنید ؟ جوامع فعلی که ساختار یکسان ندارند . دامنه ی رفتار یکسانی را هم به نمایش نمی گذارند . یا من این جمله ی شما را درست نفهمیدم یا تعریف شما از ساختار و رفتار ، با آنچه در جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی از این دو اصطلاح مورد توافق است ، متفاوت است .


 

نویسنده: نسیم سحری
چهارشنبه 5 دی1386 ساعت: 8:24
عذر خواهی می کنم . شما بر دقت در گفتار و نوشتار با تکیه بر مدل سازی کامپیوتری تاکید کردید و من هم به خود اجازه دادم که پرسش هایم را مطرح کنم و استفاده کنم . اگر احتمالا گاهی لحن کلام نامناسب بود ، خواهید بخشید ، خود شما بر رک گویی هم تاکید کردید . پرسش های من به طرح کلی شما خدشه ای جدی وارد نمی کند . در آغاز کار ، زبان بیان هر نویسنده ای استعداد کج فهمی مخاطب را دارد . در پایان عرض می کنم که با روش تفکر سیستمی موافقم اما با مدل سازی کامپیوتری در محدوده ی خاص موافقم . خواهشی که دارم این است که کوتاه بنویسید و هر نکته ای را در پستی ، تا هم خوانده شود و هم فرصت اظهار نظر برای خوانندگان شما باشد . موفق باشید .


 

نویسنده: نسیم سحری
پنجشنبه 6 دی1386 ساعت: 3:49
سلام . کامنت شما را الان دیدم . شما از هر کجا دوست دارید شروع کنید . بین ایدئولوزی و جهان بینی نسبتی هست ، اما اولی تماما محصول دومی نیست . حتما کتاب دانش و ارزش دکتر سروش را خوانده اید . ایشان معتقد است که از هست بایدی بر نمی خیزد .


 


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 8:40  توسط علیرضا مسعودی   | 

ضرورت شناخت وتفکر سیستمی

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 8:31  توسط علیرضا مسعودی   | 

تفکر سیستمی وضرورت شناخت (3)

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 9:0  توسط علیرضا مسعودی   |